سلام به همه عزیزانی که به این وبلاگ سر می زنند .![]()
سلام به همه کسانی که با نظراتشون من را در جریان خوب و بد کارهایم می گذارند .![]()
راستش من از وقتی که وبلاگ درست کردم تا حالا هیچوقت درد دل نکرده بودم ولی حالا دیگه وضع فرق
کرده ، اولا" : من به شدت مریض و سرماخوردگی نفسم را گرفته. ![]()
![]()
دوما": از دست خودم خیلی عصبانی ام چون خیلی تنبل شـــدم چه در مورد وبلاگ و چه در مـورد کتاب
خواندن و .... ![]()
![]()
آخرین بار دو هفته پیش یک کتاب خوندم به اسم « جادو » که نویسنده اش فریده گلبو بود و آن را به
دوستاران کتاب توصیه می کنم ....... من باید بروم بعدا" بیشتر می نویسم .
دوست دار شما :آیدا ![]()
به همه عشق بورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن
« اسپنوزا »
« می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم . اما نه ..... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پای درنیاورد »
آمین ![]()
